|
فراموشت نخواهم كرد ای دلدار زيبايم
منم افتاده ويرانی كه می داری تو بر پايم اساس سادگی صحرای سوزانی است در چشمت كه تنها ساحل امن است بر گرداب شك هايم طواف صورتت كار حرير زلف مشكينت و هر دم می كند رميم به حد قرب رويايم مدارا می كند با دست گستاخيم دستانت ز دستت شرم می دارد تب بغض مدارايم هراسانم كه شايد می زند دل را حضور من هراسانم كه شايد بگذری از روح شيدايم
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۱/۰۲/۲۱ساعت 23:37  توسط عادل
|
|