|
ز اشتياق وصل تو دويده ام به سر ز سر سرای ناله های غم ز شام تا در سحر كه شايدت بيابم و به دوش بر كشم تو را روم به كوچه ی مغان كه داد بر كشم به در شدم غلام كوی او گدای كوی عاشقان كه آمدم به قصد تو به زير پا نهاده زر بخوانم و بخوانمت به لا حبيب الاك كه در نظر رسد جنون به چشم خاك و رهگذر ز توتيای كوی تو دهم دو چشم خود جلا كه جز ز خاك كوی تو نيافريده ديده ور كه ايرج از حضور تو دلی به ره بياورد به راه عشق تو رود بدون يار و همسفر
ايرج
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۰/۰۴/۲۵ساعت 22:43  توسط عادل
|
|